در این نوشته میخوانید
کتاب زن همسایه (The Couple Next Door) نوشته شاری لاپنا ، یکی از نمونه های موفق و پُر کشش در ژانر تریلر روان شناختی است که توانسته مخاطبان زیادی را به خود جذب کند . در ادامه نقد و بررسی این اثر را می خوانید :
پیرنگ داستان
داستان با یک فرضیه دلهره آور شروع می شود : مارکو و آن ، زوج جوانی هستند که برای صرف شام به خانه همسایه شان می روند . آن ها توافق می کنند که هر نیم ساعت یک بار به نوبت به خانه خود سر بزنند و به نوزادشان ، کورا ، سرکشی کنند . اما در یکی از همین دفعات ، آن ها با صحنه ای هولناک مواجه می شوند ؛ کورا در گهواره اش نیست و ربوده شده است . از اینجا به بعد ، داستان به یک بازی موش و گربه تبدیل می شود که در آن هیچ کس – حتی والدین کودک – کاملاً بی گناه به نظر نمی رسند .
نقاط قوت
تعلیق پایدار : شاری لاپنا در حفظ ریتم داستان بسیار موفق عمل کرده است . کوتاه بودن فصل ها باعث می شود خواننده مدام ترغیب شود که «فقط یک فصل دیگر» بخواند .
شخصیت پردازی خاکستری : یکی از ویژگی های برجسته کتاب این است که هیچ کدام از شخصیت ها کاملاً دوست داشتنی یا کاملاً سیاه نیستند . مارکو و آن هر دو نقاط ضعف و رازهایی دارند که باعث می شود خواننده مرتباً قضاوت خود را نسبت به آن ها تغییر دهد .
غافلگیری های متوالی : کتاب از آن دسته آثاری است که در هر چند صفحه ، یک چرخش داستانی (Plot Twist) ایجاد می کند . اگر چه ممکن است برخی از این چرخش ها برای خوانندگان حرفه ای ژانر جنایی قابل حدس باشد ، اما همچنان در نگه داشتن فضای معماگونه موفق هستند .
نقدها و نقاط ضعف
باور پذیری رفتارها : برخی منتقدان معتقدند که تصمیمات شخصیت های اصلی در شرایط بحرانی ، گاهی اوقات بیش از حد غیر منطقی یا دور از ذهن است تا فقط موتور محرک داستان باشند .
عمق شخصیت ها : تمرکز اصلی کتاب بر «اتفاقات» و «معما» است ، بنابراین گاهی در پرداختن به لایههای درونی و روان شناختی عمیق شخصیت ها کوتاهی شده و آن ها کمی تیپیکال باقی می مانند .
سبک نوشتاری
شاری لاپنا از جملات کوتاه و صریح استفاده می کند که برای یک تریلر سرعت بالا بسیار مناسب است . او پیچیدگی های ادبی را کنار گذاشته تا تمرکز اصلی را بر روی آشفتگی های ذهن والدین درگیر در پرونده بگذارد .
نتیجه گیری
زن همسایه یک رمان سرگرم کننده و «بسیار اعتیاد آور» است که برای کسانی که به دنبال داستانی مهیج برای خواندن در تعطیلات یا زمان های آزاد هستند ، گزینه ای عالی محسوب می شود . این کتاب بیش از آنکه یک شاهکار ادبی باشد ، یک سناریوی روان شناختیِ خوش ساخت است که به خوبی ذهن مخاطب را درگیر حدس زدن قاتل یا رباینده می کند .