بر خلاف رساله هاى دیگر ارسطو ، مجموعه نوشته هایى که تحت عنوان ta meta ta Phusika (مابعدالطبیعه) به دست ما رسیده ، به آرامى به هدفش و مسائلى که در صدد طرح آن هاست نایل مى شود . از بین کتاب هاى چهارده گانه اش ، شش کتاب ـ یا چهار کتاب اگر کتاب هاى دوم و پنجم را به صورت جدّى اجزاى این مجموعه تلقّى نکنیم ، ـ صرفاً این مسائل را متذکر مى شوند و بحثى مقدّماتى ـ البته نظرات اثباتى (و نه انتقادى) ـ را مطرح مى کنند . او در ضمن این کتاب ها (اول، سوم، چهارم و ششم) از دیدگاه هاى متفاوتى علم فلسفى بنیادینى را مطرح مى کند که آن را در وهله نخست «علم مورد جستوجو» و سپس «فلسفه اولى» مى نامد . در این مقدّمه، ارسطو رشته یکنواختى از اندیشه را تا به پایان دنبال مى کند، اما رشته اى که نمى توان آن را به آسانى همواره به خاطر داشت. این رشته با جملات معترضه طولانى متوقف مى شود و دیدگاه هاى متغیّر و ناپایدار ارسطو نیز گم راه کننده اند. عناصر اساسى «علم مورد جستوجو»، که ارسطو در فصل اول از کتاب یکم، کلیات سوابق و گذشته آن ها را بیان مى کند ، اغلب عجیب یا حتى شرکاى ناسازگار به نظر مى آیند.